مجله اینترنتی کایان

جدیدترین مطالب سایت

صفحات مجله کایان

عنوان مطلب

سینما و تلوزیون

فیلم 20 ارديبهشت 98
عنوان مطلب

هنر موسیقی

موسیقی 20 ارديبهشت 98
عنوان مطلب

تئاتری ها

تئاتر 20 ارديبهشت 98
عنوان مطلب

شعر و ادبیات

ادبیات 20 ارديبهشت 98
عنوان مطلب

رادیو کایان

رادیو 1 مهر 98
عنوان مطلب

دانلود موزیک

موزیک 3 مهر 98
عنوان مطلب

کتابخانه کایان

کتاب 3 مهر 98
عنوان مطلب

هنر های تجسمی

هنرهای تجسمی 3 مهر 98

کتابخانه

 

بی سوادی سفید...

امروز «سواد»،
به معنای لغوی آن که معنای «سیاه کردن» کاغذ
را می‌دهد، تضمین‌کننده‌ی هیچ چیز نیست.
«مدارک آموزشی»، ابزار جدیدی که قرار بود «سواد» انسانها را بسنجد و ارزش «کاغذ‌های سیاه شده توسط آنها» را تعیین کند، خود به بازاری جدید، برای معامله‌ی «هویت» و «شخصیت» تبدیل شده است.
شاید امروز بتوان، بی سوادی - این غول ترسناک دهه‌های گذشته -
را، به دو دسته‌ی " سیاه و سفید " تقسیم کرد:

بی سوادی سیاه:

همان شکلی از بی سوادی است که در نخستین نگاه،
مشاهده و درک می‌گردد. اینکه چه کسی نمی‌تواند اسم خود را
روی برگه‌ی کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند.
این شکل از بی سوادی، قابل اندازه‌گیری و ثبت در آمارهاست.

بی سوادی سفید:

کسانی که در ظاهر توانایی خواندن و نوشتن دارند،
کسانی که انبوهی از مدارک آموزشی و درجات دانشگاهی و گواهینامه‌های مختلف را در کیف خود جابجا می کنند.
اما، هنوز در ساده‌ترین تعامل ها و ارتباط‌ ها با دوستان ،
و اعضای خانواده‌ی خویش، دچار چالش‌های جدی هستند.

کسانی که عشق مي ورزند، رابطه می‌سازند و محبت می‌بازند.
به جای اینکه از محبت، پله‌ای بسازند برای بالاتر رفتن
و بهتر دیدن دنیا ، دیواری می‌سازند به گرد یکدیگر.
ناآگاهانه وارد رابطه‌ها می‌شوند و ناراضی آنها را ترک می‌کنند.
زخم‌های عاطفی خود را از رابطه‌ای به رابطه‌ای
و از خانه به کار و از محیط کار به خانه جابجا می‌کنند.

کسانی که روزها و شبها، وقت خود را در شبکه‌های اجتماعی می‌گذرانند. شبکه‌های اجتماعی هم، شکل مدرن همان ایستادن‌های سر کوچه می‌شود. کاری که نسل قبل می‌کرد تا از اخبار در و همسایه سر در بیاورد و امروز، به مدد تکنولوژی، این کار سریع‌تر و ارزان‌تر و در مقیاسی وسیع‌تر در حال انجام است.قبلاً در خانه به همسایه‌ی خود ناسزا می‌گفت و امروز به همراه صدها هزار نفر دیگر،
به خانه‌ی مجازی فرد دیگری حمله می‌کند و ناسزا می‌گوید.. این شکل از بی سوادی را شاید بتوان " بی سوادی سفید " نامید.
امروز، نیاز ما، «سواد خواندن و نوشتن» نیست
بلکه نوع دیگری از سواد است.
سوادی که به ما آموزش، پرورش، سواد ارتباط، سواد انتقاد،
سواد تحلیل، سواد رسانه، سواد استراتژی، سواد مالی،
سواد عاطفی و ده‌ها سواد دیگر را بیاموزد.
شاید بتوان برای همه‌ی اینها یک عنوان واحد انتخاب کرد:
" سواد زندگی "

تعریف جدید یونسکو از سواد:
باسواد کسی است که بتواند از خوانده ها و آموخته های خود
تغییری در زندگی خود ایجاد کند.

محمد رضا شعبانعلی

________________________________________________________________________________

من چند سال پیش دیوانه وار عاشق شدم،

وقتی که فقط ده سال داشتم، عاشق یه دختر لاغر و قدبلند شدم که عینک ته استکانی میزد،وپانزده سال از خودم بزرگتر بود،اون هر روز به خونه پیرزن همسایه میومد تا پیانو یادبگیره، از قضا زنگ خونه پیرزن خراب بود، و معشوقه دوران کودکی من زنگ خونه مارو میزد،منم هر روز با یه دست لباس اتوکشیده میرفتم پایین و درو واسش باز میکردم، اونم میگفت: ممنون عزیزم، لعنتی چقدر تو دل برو میگفت عزیزم! پیرزن همسایه چندماهی بود که داشت آهنگ « دریاچه قو» چایکوفسکی رو بهش یاد میداد خوشبختانه به اندازه کافی بی استعداد بود تا نتونه آهنگ رو بزنه، بهرحال تمرین رو بی استعدادیش چربید و داشت کم کم یاد میگرفت...اما پشت دیوار حال وروز من چندان تعریفی نداشت، چون میدونستم پیرزن همسایه فقط بلده همین آهنگ رو یاد بده و بعداز این کلاس تمام میشه واسه همین دست بکار شدم ویه روز با سادیسمی تمام یواشکی ده صفحه از نتهای آهنگ رو کش رفتم ونت هارو جابجا کردمو دوباره سرجاش گذاشتم روز بعد و روزهای بعد دختره اومد وشروع کرد به نواختن دریاچه قو،شک ندارم کل قوهای دریاچه داشتن زار میزدن وپیرزن جیغ میکشید روح چایکوفسکی هم توی گور لرزیدتنها کسی که لذت میبرد من بودم پیرزن چون هوش وحواس درست حسابی نداشت متوجه نشد.همه چیز خوب بود هرروز صدای زنگ در وممنون عزیزم های هرروز و صدای بد پیانو. تا اینکه یه روز پیرزن مرد فکرکنم دق کرد، بعداز اون دیگه اون دختر رو ندیدم تا بیست سال بعد، فهمیدم توی شهرکنسرت تکنوازی پیانو گذاشته یه سبد گل گرفتم و رفتم کنسرتش.اما دیگه لاغر نبود،عینکی هم نبود، تمام آهنگارو با تسلط کامل زد تا رسید به آهنگ آخر، دیدم همون برگه های نت تقلبی رو گذاشت روی پیانو، اینبار علاوه بر روح چایکوفسکی و روح پیرزنه تن خودمم داشت میلرزید،دریاچه قو رو به مضحکیه هرچه تمام اجراکرد، وقتی تموم شد سالن رفت روی هوا از صدای تشویقها. از جاش بلندشد وتعظیم کرد واسم آهنگ رو گفت اما اسم آهنگ دریاچه قو نبود...اسمش شده بود..."وقتی که یک پسر بچه عاشق می شود".

 

روزبه معین

 

________________________________________________________________________________________

به آرامی خواهیم مرد اگر...

به آرامی آغاز به مُردن می‌كنی
اگر سفر نكنی
اگر كتابی نخوانی
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر از خودت قدردانی نكنی
.
به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
زمانی كه خودباوری را در خودت بكشی
وقتي نگذاری ديگران به تو كمک كنند
به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر برده‏‌ی عادات خود شوی
اگرهميشه از يك راه تكراری بروی
اگر روزمرّگی را تغيير ندهی
اگر رنگ‏ های متفاوت به تن نكنی
يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی
.
تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی
اگر از شور و حرارت
از احساسات سركش
و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وامی‌دارند
و ضربان قلبت را تندتر می كنند
دوری كنی
.
تو به آرامی آغاز به مُردن می‌كنی
اگر هنگامی كه با شغلت يا عشقت شاد نيستی، آن را عوض نكنی
اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی
اگر ورای روياها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی
كه حداقل يك بار در تمام زندگی‌ات
ورای مصلحت‌انديشی بروی
امروز زندگی را آغاز كن
امروز مخاطره كن
امروز كاری كن...
.
#پابلو_نرودا 

 ترجمه: #احمد_شاملو

__________________________________________________________________________________

چرا کتاب خواندنمان نمی آید؟؟

یعنی اگر به میخ و سیخ مان بکشند و از دروازه ی شهر آویزانمان فرمایند و...
اگر سر به سر تن به کشتن دهیم عمرا" که کتاب بخوانیم
ما اصلا یک جور مقاومت عجیبی در برابر کتاب خواندن داریم که تفلون در برابر چسبیدن غذا به ماهیتابه ندارد.

چنان نسبت به کتاب خواندن نفوذ ناپذیریم که ایزولاسیون هیچ پشت بامی نسبت به باران و برف چنین عایق نیست.

یعنی حاضریم وقتمان را با خاراندن پسِ سر و شمردن شوره های روی شانه مان تلف کنیم اما دو صفحه یا چهار خط کتاب نخوانیم.
یکی از بارزترین خصوصیات ما که دیگر دارد به شناسنامه مان تبدیل می شود و اوراق هویتی و شاخصه ی ممیزه ی ماست همین کتاب نخواندن است.
جالب این است که تمام دک و پُزمان به گذشته ی مکتوبمان است که بع له... اما به حال و گذشته و آینده ی مکتوب خود به اندازه ی یه تخم گشنیز (مودب برخورد کردم) هم اعتنا نداریم.

عملا" و علنا" به کسانی که کتاب می خوانند می خندیم.
آشکارا اگر کسی کتاب خوان باشد جزو قوم یاجوج و ماجوج می دانیمش. معتقدیم تا وقتی می شود رفت جُردن یا خیابان اندرزگو یا... (هر شهری، محلی) دور دور کرد ، خربودن محض است وقتت را حرام کنی و کتاب بخوانی.
مملکتی که تیراژ کتاب در آن شده پانصد ششصد جلد، مردمانش نباید دکتر بروند؟ یعنی صفا می کنیم برای خودمان.
خوشبختانه تنها مسئله ای که بین تمام صنوف از پزشک و داروساز دندانپزشک تا کارمند و راننده و حسابدار و مکانیک و باغبان و... مشترک است همین کتاب نخواندن است!
یعنی اصلا می شود آن را میثاق جمعی ما دانست و یقین داشت همه تا همیشه بر آن وفادار خواهند ماند. شکر خدا تمام اقوام و طوایف مختلف ما نیز در یک اتحاد ملی-میهنی بر سر کتاب نخواندن به توافق و تفاهمی چنان سترگ دست یازیده اند که بی آن که جایی ثبت اش کنند از هر قانون مثبوت و مضبوطی گرانقدرتر می شمارندش و در پاسداشت آن به جد و به جان می کوشند

آن طرف دنیا تیراژ کتاب هایشان میلیونی است و یک دهه ای می شود *ای بوک* را هم فراگیر کرده اند اما ما توانسته ایم طی یک دهه ی اخیر تیراژ کتاب هایمان را به یک سوم کاهش دهیم و از شوق این امر همگی لامبادا برقصیم و احساس شعف کلیه ی منافذمان را پر کند
چقدر خوبیم ما

ابراهیم رها...

 

 

 

کتابخانه کایان به زودی فعالیت خود را آغاز خواهد کرد...

 

_____________________________________________________________________________

صفحات عمومی مجله

عنوان مطلب

فرهنگی و اجتماعی

اجتماعی 20 خرداد 98
عنوان مطلب

دنیای خودرو

خودرو 20 خرداد 98
عنوان مطلب

آخرین خبر های کایان

خبری 20 خرداد 98
عنوان مطلب

دیدنی های ایران و جهان

دیدنی ها 20 خرداد 98

گالري تصاوير

تصاویری زیبا از شهر های ایران و جهان

گالری تصاویر پس زمینه

از صفحه گالری تصاویر پس زمینه دیدن کنید

کليک کنيد

نظرات خود را با ما در ميان بگذاريد

با ما در ارتباط باشید. لطفا با انتقادات و پیشنهادات خود ما را برای هرچه بهتر شدن مجله اینترنتی کایان یاری کنید

کليک کنيد

درباره ي کایان

مجله اینترنتی کایان. پاییز شروع داستان ماست. تلاش ما برای به اشتراک گذاشت وقایع و رویداد های فرهنگی و اجتماعی است. رویداد های خوبی که در شهر هر روز ممکن اتفاق بیفته. هدف ما حمایت از هنر و هنرمندان و آثار آنان و افزایش سطح آگاهی و ارتباط همشهریان با هنر و فعالیت های هنریست. موضوع فعالیت ما: تهیه گزارش از فعالیت های فرهنگی و اجتماعی، فعالیت های هنری، مستند سازی، تولید برنامه های فرهنگی است

کایان را در شبکه هاي اجتماعي دنبال کنيد!

درباره ي کایان کالا

فروشگاه اینترننتی کایان کالا. تنها فروشگاه اینترنتی تیم کایان. ارائه انواع محصولات در زمینه های مد و پوشاک آقایان و بانوان، لوازم شخصی، لوازم دکوری منزل، لوازم آشپزخانه، لوازم ورزشی، ارزان ترین قیمت . . سیستم خرید آنلاین و پرداخت درب منزل، .خرید آسان و مطمئن با هفت روز زمانت بازگشت

کایان کالا را در شبکه هاي اجتماعي دنبال کنيد!