menusearch
kayantime.ir

انواع سبک های نقاشی بخش سوم

تقویم
سه شنبه ۴ آذر ۱۳۹۹
جستجو
هدر سایت

انواع سبک های نقاشی بخش سوم

(0)
(0)
اشتراک خبر در شبکه های اجتماعی اشتراک
تاریخ درج خبر یکشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۹
تعداد بازدید خبر 13
انواع سبک های نقاشی بخش سوم

توضیحی کوتاه درباره سبک های اکپرسیونیسم، اکسپرسیونیسم انتزاعی،کوبیسم(حجم گرایی)، فوتوریسم، ورتیسیسم

 

اکسپرسیونیسم

اکسپرسیونیسم یا هیجان نمایی نام یک مکتب هنری است. در آغاز قرن بیستم، نهضت بزرگی بر ضد رئالیسم و امپرسیونیسم پا گرفت که آرامآرام مکتب «اکسپرسیونیسم» از دل آن بیرون آمد. واژهٔ اکسپرسیونیسم برای اولین بار در تعریف برخی از نقاشیهای «اگوست اروه» به کار رفته است. اکسپرسیونیسم جنبشی در ادبیات بود، که نخست در آلمان شکوفا شد. هدف اصلی این مکتب نمایش درونی بشر، مخصوصاً عواطفی چون ترس، نفرت، عشق و اضطراب بود. به عبارت دیگراکسپرسیونیسم شیوه ای نوین از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای القای هیجانات شدید خود از رنگهای تند و اشکال کج و معوج و خطوط زمخت بهره میگیرد. اکسپرسیونیسم به نوعی اغراق در رنگها و شکلهاست، شیوهای عاری از طبیعت گرایی که میخواست حالات عاطفی را هرچه روشنتر و صریح تر بیان نماید. دوره شکل گیری این مکتب از حدود سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۵ میلادی بود ولی در کل این شیوه از گذشته های دور با هنرهای تجسمی همراه بوده و در دوره های گوناگون به گونه هایی نمود یافته است. عنوان «اکسپرسیونیسم» در سال ۱۹۱۱ برای متمایز ساختن گروه بزرگی از نقاشان به کار رفت که در دههٔ اول سدهٔ بیستم بنای کارشان را بر باز نمایی حالات تند عاطفی، و عصیان گری علیه نظامات ستمگرانهٔ حکومتها، مقررات غیرانسانی کارخانه ها و عفونت زدگی شهرها و اجتماعات نهاده بودند. این هنرمندان برای رسیدن به اهداف خود رنگهای تند و مهیج و ضربات مکرر و هیجان زدهٔ قم مو و شکلهای اعوجاج یافته و خارج از چارچوب را با اینجاد ژرفانمایی و بدون هیچگونه سامانی ایجاد میکردند و هر عنصری را که آرامش بخش و چشم نواز بود از کار خود خارج میکردند.

امیل نولده، ماکس بکمن دوتن از مشهورترین نقاشان اکپرسیونیست بودند. گروه های(پل) و(سوار آبی) نیز از نقاشانی تشکیل شده بود که به همین شیوه کار میکردند.

    

 

اکپرسیونیسم انتزاعی

اکسپرسیونیسم آبستره یا هیجاننمایی انتزاعی شیوهٔ هنری نوینی است که از دههٔ ۱۹۴۰ در نیویورک، متأثر از دو شیوهٔ هیجاننمایی (اکسپرسیونیسم) و فراواقعگرایی (سورئالیسم) پا گرفت؛ در این طرز بیان تلاش میشود تا شکل و فضا از قید بازنمایی عینی و سنتی رها شود. به دلیل گرد هم آمدن هنرمندان این مکتب در شهر نیویورک، هیجاننمایی انتزاعی گاه با عنوان مکتب نیویورک نیز شناخته میشود.

در حوزه نقاشی، هیجاننمایی انتزاعی مکتبی است که در سال ۱۹۱۲ با انتشار مجلهٔ سوارکار آبی از مکتب هیجاننمایی ایجاد شد. پیشوایان این مکتب واسیلی کاندینسکی، پل کله و فرانز مارک در مونیخ بودند.

     

کوبیسم (حجم گری(

در لغت کوبیسم به معنای مکعب گری است و به شیوه ی از نقاشی گفته می شود که در سال ۱۹۰۷ پیکاسوی اسپانیایی و براک مطرح کردندمعمولا هنر شناسان سزان را پدر کوبیسم دانسته اند و معنقدند که یکی از عوامل بوجود آمدن این سبک جمله ی معروف سزان است ” باید همه ی مشهودات را به واسطه ی حجم های هندسی منظم چون استوانه وکره و مخروط را به تصویر در آورد”انواع کوبیسم:۱- کوبیسم سزانی:در این نوع کوبیسم عناصر تابلو همان اشکال استوانه و مخروط و مکعب شکسته شده است و در کل موضوع تابلو مشخص است.۲-تحلیلی:در این کوبیسم شکل اصلی در شکل های مکعبی حل می شود.۳-ترکیبی:در این کوبیسم از مواد و عناصر مختلف در تابلو تر کیب می شود.از خواسته های نقاشان کوبیسم این بود که آنها بتوانن علاوه بر نز مایش وجهی از شئ پشت و پهلوی آن را نیز به نمایش بگذارند.وآثار این دوران ترکیبی از سطوح شکسته که نه تنها نشانی از شی مورد نظر نداشت بلکه دیگر رنگ نیز در ان ها به حد اقل رسید و ضعیف شده بود

کوبیسم، این منشا تمام هنرهای آبستره را به سادگی نمی توان تعریف کرد، زیرا کوبیسم نه ازفلسفه خاصی الهام گرفته بود و نه بر نظریه جمالشناختی معینی تکیه میکرد. این شیوه بر اساس این اعتقاد بوجود آمده بود که روشها و قراردادهای مرسوم هنری وبخصوص ( نقاشی) نادرست و کهنه شده اند، ولذا نسل هنرمندان جوان می باید وسیله بیان تصویری تازه ای کشف یا ابداع کند. یکی از هدفهای عمده ی کوبیسم این بود که واقعیت ملموس هر چیز را بدون توسل به تدابیر چشم وفریب ارائه نماید. نقاش کوبیسم می خواست از هر تابلویی یک واقعیت ملموس تازه و نه یک تصویر وهم انگیز از ادراک بصری واقعیت بوجود بی آورد. کوبیست ها نظام( پرسپکتیو) خطی سنتی را که از ( رنسانس) به بعد بر نقاشی اروپایی تحکیم می کرد، در هم ریختند و به هنرمند حق داد ند که در یک زمان از نقاط مختلفی بر یک شی نظر بیفکند) پیکاسو) و (براک) دو تن از مشهور ترین نقاشان این سبک بودند.

    

 

فوتوریسم

فوتوریسم یا آینده گری یکی از جنبشهای هنری اوایل قرن بیستم بود. مرکز این جنبش در ایتالیا بود و در کشورهای دیگر از جمله روسیه نیز فعالیت داشتند. فوتوریستها در بسیاری از زمینه ها مانند ادبیات، نقاشی، عکاسی، مجسمه سازی، سفالگری، تئاتر، موسیقی، معماری و حتی آشپزی فعالیت داشته اند. فیلیپو تومازو مارینتی با انتشار بیانیهٔ فوتوریسم در سال ۱۹۰۹ در روزنامه فیگارو فعالیت جنبش را رسماً آغاز کرد. در آن بیانیه، مارینتی نوشته بود که فوتوریستها از هنر گذشته بیزارند و دغدغه های اصلی این جنبش، پویایی، سرعت و تکنولوژی است. برای فوتوریستها ماشین، هواپیما و شهرهای صنعتی نشانه های بسیار مهمی بودند چراکه آنها پیروزی انسان بر طبیعت را نشان میدادند.نمونه آثار این سبک :

 

ورتیسیسم

ورتیسیسم یا دَوَرانگری یک جنبش هنری کوتاه مدت بود که در اوایل قرن بیستم در بریتانیا و تحت تأثیر حجمگرایی و آینده گری به وجود آمد. نام «ورتیسیسم» را ازرا پاوند در سال ۱۹۱۳ به این جنبش داد، اما مهمترین هنرمند این جنبش ویندهم لوئیس بود که از یک سال قبل نیز به این سبک نقاشی میکرد.اگرچه دورانگری از درون حجمگری درمی آمد، اما به پویایی و دیگر ملاکهای آینده گری نزدیکتر بود. تفاوت اصلی دورانگری با آینده گری در شیوهٔ نشان دادن حرکات است. در دورانگری زندگی مدرن به وسیلهٔ یک سری خط کلفت نشان داده میشود که چشم را به مرکز تابلو هدایت میکنند. دیگر مشخصه های این سبک استفاده از کمانها و زاویه های چندگانه بر سطحی تخت، به منظور پدیدآوردن تجسمی از دَوَران یا اِلقای چرخش و التهابی گردابمانند است.تنها نمایشگاهی که از آثار دورانگرها برگزار شد در سال ۱۹۱۵ در نگارخانه «دوره» بود. بعد از آن به خاطر جنگ جهانی اول این جنبش از میان رفت. هرچند در سالهای بعد از جنگ «گورو اِکس» سعی کرد این جنبش را دوبازه زنده کند، اما نتوانست.برای مدت کوتاهی آلوین لنگدون کابرن به این گروه پیوست. در واقع او یک سری وُرتوگراف تجربی تهیه کرد. احتمالاً اولین عکسهای انتزاعی با استفاده از سه آیینه متصل به هم مانند کالیدوسکوپ تهیه شده اند. دوربین از میان این آرایش به محدودهای که شیشه، چوب و امثال آن جای داده شده بود نگاه میکرد.نمونه آثار این سبک :

     

رُمانتیسم

رمانتیسیسم یا رُمانتیسم یا رمانتیسیزم عصری از تاریخ فرهنگ در غرب اروپا است، که بیشتر در آثار هنرهای تجسمی، ادبیات و موسیقی نمایان شد.رمانتیسم جنبه های احساسی و ملموس را دوباره به هنر غرب وارد کرد. هنرمندان رمانتیک آزاد از چهارچوبهای تصویرگریهای سنتی، به تحقق بخشیدن ایده های شخصی خود پرداختند. رمانتیسیسم را همانطور که از نامش پیداست، باید نوعی واکنش احساسی در برابر خرد محوری به شمار آورد. تمایلی به برجسته کردن خویشتن انسانی، گرایش به سوی خیال و رؤیا، به سوی گذشتهٔ تاریخی و به سوی سرزمینهای ناشناخته. از دید انسان رمانتیک، جهان به دو دسته تقسیم میشود: یکی دستهٔ خردگرا (به قول نووالیس: جهان اعداد و اَشکال)، و دوم دستهٔ احساسات یا به طور دقیقتر، والاترینها و زیباییها. رمانتیسم در اصل، جنبشی هنری بود که در اواخر قرن هجدهم و نوزدهم در ادبیات و سپس هنرهای تجسمی، ابتدا در انگلستان و سپس آلمان، فرانسه و سراسر اروپا رشد کرد. رمانتیسم تا حدودی بر ضد جامعهٔ اشرافی و دوران روشنگری (به طور بهتر، عقلانی) بود. گفته میشود که ایدئولوژی انقلاب فرانسه و نتیجه های آن این طرز فکر را تحت تأثیر خود قرار داد.رمانتیسم را جنبشی ضد روشنگری میدانند. برلین، بخصوص، علاقمند به استفاده از چنین لفظی برای اشاره به این جنبش بود. درحالیکه روشنگری نهضتی فکری به حساب می آمد که با علم و منطق و پیشرفتهای نظامهای عقلانی بشری در فهم علوم تجربی و انسانی گره خورده بود، متفکرین و هنرمندان رمانتیک، تأکید فرهنگی بر خرد را محدودکننده و سرکوبگر روح آدمی میدانستند و بر مؤلفه هایی چون هنر، شور، هیجان، تخیل، مضامین معنوی، مناسک و نمادها تأکید میکردند. در میان اصحاب رمانتیک، امر خاص ارزشمندتر از امر عام بود و خاص بودن فرهنگهای بومی، تنوع و تکثر زبانهای بشری، هویتهای محلی و منحصربه  فرد بودن آدمیان ستایش میشد. خوب از نظر هنرمند رومانتیک ، آن اثری نبود که تناسبات و اجزاء هماهنگ و موزون داشت ، بلکه اثری بود که عواطف خوشایند در بیننده ایجاد می کرد و او از هنر بعنوان یک نوع وسیله تحریک احساسات استفاده می کرد . دلاکروا و ژریکو دوتن از مشهور ترین هنرمندان رومانتیسیسم هستند نمونه آثار این سبک :

    

پرسیژنیسم

پرسیژنیسم یا راستخطکاری به انگلیسی Precisionism یک جنبش هنری است که بعد از جنگ جهانی اول و قبل از جنگ جهانی دوم در ایالات متحده آمریکا بوجود آمد. سادگی اشکال، صراحت هندسی سطوح، راستبُری خط و دقت در سامانبخشی به عناصر تصویری از ویژگیهای آثار نقاشان این جنبش بود که از سال ۱۹۱۵ گرد هم آمده بودند. این نقاشان معمولاً مضمون کار خود را صحنه هایی صنعتی، شهری و ساختمانی خالی از وجود آدمی انتخاب میکردند.به این جنبش نامهای دیگری مانند حجمگری واقع نما (Cubist-Realists)، نقاشان پاکی پرداز (Immaculates) و پاکی پردازان (Sterilists) هم داده اند.جنبش راستخطکاری روی جنبشهای واقعگرایی جادویی و هنر عامه تاثیر داشته است.نمونه آثار این سبک  :

 

 

مینیمالیسم

مینیمالیسم یا ساده گرایی یا کمینه گرایی یا هنر کمینه یا هنر موجز یک مکتب هنری است که اساس آثار و بیان خود را بر پایه سادگی بیان و روشهای ساده و خالی از پیچیدگی معمول فلسفی یا شبه فلسفی بنیان گذاشته است. از نامهای دیگر این جنبش abc art و هنر تحت الفظی (literalist art) میباشد.کمینه گرایی را میتوان زاییده هنرمندان روس دورهٔ پس از انقلاب اکتبر روسیه دانست که ساختارگرا بودند و به خلاصه نمایی و اشکال هندسی گرایش داشتند. مانند مالویچ با اثر «سفید روی سفید» ش. تجربیات هنرمندان روسیه در دهه ۱۹۵۰ و ۶۰ بر هنرمندان اروپا و آمریکا مانند مجموعه تابلوهای تماماً سفید رابرت راشنبرگ جوان و کارهای تکرنگ ایو کلین، و سری آکروم پیرو مانتزونی اثر گذاشت و به نوع دیگری بر کارهای میناکاری روی مس رابرت ریمن و آثار اگنس مارتین که ترکیب شیارهای نامحسوس روی زمینه تکرنگ بود، تأثیر گذاشت.مینیمالیسم در ایالات متحده به سرعت تبدیل به یک جنبش هنری تازه شد که بیشتر با خلق آثار سه بعدی (به جای دو بعدی) همراه بود. آثار حجمی ریچارد سرا مرحله ای سنتی از ساده گرایی در آمریکا بود و به کارهای دیوید اسمیت نزدیک بود. قطعات حجمی او حالتی پویا و ناپایدار داشتند. حجم هایی که برای فضای بیرون ساخت به ویژه «طاق نوسان» تأثیر حسی و روانی تهدید کننده ای داشت و برای مدتها باعث بحثهای فراوان شد.جریان اصلی جنبش مینیمالیسم آمریکایی را میتوان در آثار تونی اسمیت، دانالد جاد، کارل آندره، دان فلاوین، رابرت موریس، سول لوویت، جان مک کراکن دانست.مینیمالیسم در شکلهای مختلفی از طراحی و هنر، به ویژه در هنرهای تجسمی و موسیقی استفاده میشود. مینیمالیسم پس از جنگ جهانی دوم، در هنر غرب به وجود آمد و بیشتر از سوی هنرمندان هنرهای تجسمی آمریکایی در اواخر دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی، گسترش پیدا کرد. مینیمالیستها بر این باورند که با زدودن حضور فریبنده ترکیببندی و کاربرد موارد ساده و اغلب صنعتی که به شکلی هندسی و بسیار ساده شده قرار گرفته باشند، میتوان به کیفیت نابرنگ، فرم، فضا و ماده دست یافت. از هنرمندان این سبک میتوان به دیوید اسمیت، دونالد جاد، ارنست تروا، سول لویت، کارل آندره، دن فلاوین، رابرت رایمن، رونالد بلادن و ریچارد سِرا اشاره کرد.آثار هنرمندان مینیمالیست گاه کاملاً تصادفی پدید می آمد و گاه زادهٔ شکلهای هندسی ساده و مکرر بود. ساده گرایی نمونه ای از ایجاز و سادگی را در خود دارد و بیانگر سخن رابرت براونینگ است  Less is more کمتر غنیتر استنمونه آثار این سبک:


 

سورئالیسم

سوررئالیسمسوررئالیسم یا فراواقعگرایی یکی از جنبشهای هنری قرن بیستم است. سوررئالیسم به معنی گرایش به ماورای واقعیت یا واقعیت برتر است. زمانی که دادائیسم در حال از بین رفتن بود، پیروان آن به دور آندره برتون که خود نیز زمانی از دادائیستها بود گرد آمدند و طرح مکتب جدیدی را پی ریزی کردند. این شیوه در سال ۱۹۲۲ به طور رسمی از فرانسه آغاز شد و فراواقعگرایی نامیده شد. این مکتب بازتاب نابسامانیها و آشفتگیهای قرن بیستم است.سوررئالیسم را میتوان یک جنبش هنری_اجتماعیِ بنیاد ستیز به شمار آورد. میل به ایجادِ دگرگونی در زندگی روزمره از طریق آشکارسازی امرِ شگفت انگیز و تصادفی عینیِ نهفته در نظم ظاهریِ واقعیت دانست.
این جنبش در عمل با انتشار مجلهٔ انقلاب فراواقعگرا توسط برتون آغاز شد. سالوادور دالی، رنه ماگریت و لویی آراگون از جمله سوررئالیستهای مشهور هستند.نمونه آثار این سبک:


    

 

نظرات کاربران ( 0 نظر )
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام